آموزش و پرورش در تربیت شهروندان مسئولیت پذیر ناتوان است


نیک نژاد گفت: « آموزش و پرورش ما بر پایه های سنتی 100 سال پیش بنا شده است که نیازمند تحولات بنیادین است.»

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری کتاب برتر، مسولیت پذیری در همه جوامع یکی از ارکان مهم پیشرفت آن جامعه است. ویژگی که شاید در جامعه ما در حال فراموشی است و این روزها شاهد آن هستیم که افراد از سنین کودکی تا مسنی آنچنان که باید و شاید توجه به مسئولیت های خود ندارند و بعضا هم به دنبال راهی برای فرار از انجام وظیفه هستند. مسئولیت پذیری  مبحثی است که  باید از کودکی و در بطن مدارس به بچه ها آموزش داده شود. مبحثی که با پررنگ شدن آن به حتم  جلوی بسیاری از آسیب های اجتماعی گرفته شده و در ادامه جامعه آرام و پیشرفته در روابط اجتماعی حاصل خواهد شد . اینکه چرا آموزش و پرورش ما بخش تربیت اجتماعی را آنچنان که باید جدی نمی گیرد و همچنان با روش های کهنه قدیمی تنها به آموزش می پردازد و در پرورش ضعیف است موضوعی بود که در خصوص آن با محمدرضا نیک نژاد، کارشناس آموزشی گفت و گویی داشتیم که در ادامه می خوانید.

نیک نژاد در خصوص علت عدم آموزش چنین مباحث مهمی به دانش آموزان  در طول دوران تحصیل چنین به خبرنگار گروه آموزش خبرگزاری کتاب برتر گفت: « آموزش مهارت های فردی و اجتماعی از جمله مسئولیت پذیری  از وظایف آموزش و پرورش است که باید بدان پرداخته شود اما متاسفانه تفکر و عملکرد آموزش و پرورش مربوط به 100 سال پیش است و آموزش و پرورش ما تمام اهتمام خود را بر پایه های مباحث آموزشی 100 سال پیش بنا نهاده است؛ مباحثی که تمام تمرکز خود را بر نمره و آزمون بنا نهاده و انرژی فرد تنها به این موارد محدود می شود و هیچ مهارتی به افراد آموخته نمی شود.»

وی علت عدم آموزش مهارت های سودمند برای کودکان در آموزش پرورش را چنین خواند: « ریشه این مباحث در عدم اولویت آموزش و پرورش است، گرچه که در ظاهر خیلی از مسوولان ،آموزش و پرورش را محور توسعه می خوانند ولی در عمل ما شاهد خلاف این ادعا هستیم. هیچ پژوهشی برای تدوین مسائلی که قرار است به دانش آموزان یاد داده شود انجام نمی شود و اهتمام مسائل آموزشی بر تربیت کودکانی سر بزیر و آرام است تا در جامعه منتقد و دردسرساز نباشند. آموزش و پرورش ما بر پایه های سنتی 100 سال پیش بنا شده است که نیازمند تحولات بنیادین است که این تحول بنیادین نیازمند صرف هزینه های میلیونی مادی و هزینه های معنوی است و  از طرفی ترس این وجود دارد که این تحول منجر به شکل گیری نظام مورد نظر نشود. »

این کارشناس آموزش افزود: « در حال حاضر با روی کار آمدن رسانه های گروهی، آموزش های بسیاری در اختیار خانواده ها و کودکان قرار گرفته است که نهاد آموزش و پرورش را به نهادی تبدیل کرده است که تنها بر مباحث گذشته درجا می زند و کاربرد اصلی خود را از دست داده است و روز به روز بر فاصله واقعی بین دانش آموزان و جامعه افزوده می شود و این فاصله آموزش و پرورش را به نهادی نا کارآمد تبدیل کرده است. نهادی که تمام تلاشش را بر گردآوری مدرکی کرده است که چندان هم کارآمد نیست.»

نیک نژاد در خصوص ادامه این روند و تاثیرات آن بر جامعه چنین گفت: « در حال حاضر جامعه تغییرات مورد نظرش را اعمال می کند و کسی هم یارای مقاومت در برابر آن را ندارد و بعضا در مقابل این تغییرات چاره ای جز سکوت ندارند. اما متاسفانه دانش آموزان ما دچار یک نوع تناقضات شخصیتی هستند و دلیل آن هم پافشاری آموزش و پرورش بر حفظ  ساختار سنتی خود است. اگر این روند  همچنان ادامه یابد ما شاهد تشدید تناقضات بین افراد هستیم ،یعنی افراد به جایی می رسند که همچنان که شخصیت و سبک زندگی مورد نظر و مغایر با برخی آموزه های آموزش و پرورش را پیش می گیرند و در مدارس تنها در حدی که از آن ها خواسته می شود مثل نمره، فعالیت می کنند. ادامه این روند بر ناکارآمدی و ناتوانی آموزش و پرورش در تربیت شهروندان مسولیت پذیر و آگاه می افزاید.»

نیک نژاد در پایان خاطرنشان کرد:« این فاصله بین آموزه های جامعه و مدرسه موجب سردرگمی و تناقضات شدید رفتاری بین افراد می شود و این ادامه پیدا میکند تا جایی که افرادی دلسوز بیایند و روند فعلی آموزش و پرورش را تغییر دهند و پژوهش هایی انجام دهند تا نیازهای مورد نیاز جامعه در مدارس آموزش داده شود تا دانش آموزان در سطح معیار جامعه آموزش داده شود. این روند غلط متاسفانه پیش میرود و تبعات منفی آن شامل نسل های بعد می شود که تحت آموزش هایی قرار میگیرند که کمتر کاربردی برای آن ها دارد و کسی هم پاسخگو این آموزش های غیرکارآمد قرار می گیرد.»